گوشی دادن به بچه تو مراسم ها و مهمونیا
مامانا برای بچه های زیر پنج سال که نه مهد میرن و نه خیلی بازیای مفهومی (مثل منچ و دوز) می تونن بفهمن و نه خیلی توان حرکتی بالایی دارند چه ایده هایی دارید که کمتر گوشی بهشون بدیم ؟
مثلا تو مهمونی یا کلا بیرون گوشی نباشه همه جا رو به هم می ریزن
اشتراک گذاری
درباره این سوال حرف های آقای تراشیون هم بد نیست ببینی(البته بیشتر مقصودش بچه های بزرگتر هستند.):
گاهی اوقات تکنولوژی دغدغههای جدیدی را هم برای خانوادهها ایجاد میکند. یکی از این دغدغهها همین است که آیا ما برای فرزند خود این وسیلهی کامپیوتری، این تلفن را بخریم؟ نخریم؟ چه کنیم؟
یک مقدار این مطلب را باز کنم. بچّهها باید دو نوع مالکیّت داشته باشند، یک مالکیّت به معنای حقیقی که متناسب با سنّ آنها است، یک مالکیّت مالکیّتِ مشروط یا موقّتی باشد. این هم میتواند متناسب با نوع استفاده و خطرات و آسیبهایی که ممکن است آن وسیله یا امکانی که در اختیار فرزند خود میخواهیم قرار دهیم داشته باشد، متغیّر شود. مثلاً ما برای فرزند خود کامپیوتر نخریم، چرا؟ چون وقتی او را مالک یک کامپیوتر میکنیم از نظارت ما خارج میشود، یعنی او کامپیوتر خود را به اتاق میبرد، مانیتور آن را سمت دیوار میگذارد، روی آن پسورد میگذارد و اجازهی این را نمیدهد که ما استفاده کنیم. یعنی از فردا چون او مالک شده من هم باید اجازه بگیرم که اجازه میدهی من بیایم از کامپیوتر تو استفاده کنم یا نه؟ او هم میگوید نه، این کامپیوتر برای من است، تو دست میزنی آن را خراب میکنی. ولی وقتی ما کامپیوتر را برای اعضای خانواده خریدیم، یعنی مثل تلویزیون. تلویزیون به عنوان یک رسانه، یک تکنولوژی استفاده میشود، عمومی است.
– در یک مکان عمومی خانه قرار داده میشود.
– دقیقاً کامپیوتر هم همینطور. در یک محیط عمومی قرار داده میشود، تحت نظارت همهی اعضای خانواده هم هست. ما میگوییم مانیتور آن چطور باشد، بالطبع به این شکل محدودیّتهایی در استفادهی آن ایجاد میشود، بچّهها هم حواس خود را جمع میکنند که خدای ناکرده استفادهی ناصحیح نکنند. یعنی وقتی که در معرض دید ما بود حتّی فرزند ما خواست اینترنت هم استفاده کند استفاده میکند، چون میداند استفادهای که میکند باید استفادهی صحیحی باشد. ولی وقتی در اتاق خود او باشد، مانیتور آن به سمت دیوار باشد، وسوسهانگیز میشود، معلوم نمیشود چه استفادهای میشود. حداقل این است که ما نمیدانیم چه استفادهای میکند. یا مثلاً به فرض چیزی مثل اتاق، ما گاهی اوقات مالکیّت اتاق فرزند خود را نباید به او بدهیم، این اتاق برای تو، چون در پس آن ممکن است آسیبهایی باشد. چطور؟ از فردا وقتی من میخواهم وارد اتاق فرزند خود شوم باید در بزنم و وارد شوم، این در زدن برای چیست؟ برای چه من باید در بزنم؟ آیا او در وضعیّتی است که نباید باشد؟ این وضعیّت چیست؟ آیا میخواهد لباس خود را تعویض کند؟ مگر در طول روز چند دقیقه اتّفاق میافتد که فرزند من ساعتها در اتاق باشد و در را قفل کند؟
ما نمیدانیم چه اتّفاقی در آن اتاق میافتد، خود این ممکن است آسیب داشته باشد. چیزهای دیگر، حتّی در سنین کوچکتر، مثلاً شما به یک بچّهی دورهی ابتدایی اتاق میدهید، میبینید اتاق او دائماً به هم ریخته است، به او میگویید چرا اتاق تو به هم ریخته است؟ مرتّب کن. میگوید اتاق برای من است. مادر میگوید میخواهد مهمان بیاید، میگوید در آن را قفل میکنم. وقتی مالک شد اختیار آن هم به دست او میشود. لذا اینجا خسارتها ایجاد میشود.
یکی از نکات هم همین است. تلفن همراه یک وسیلهای است که برای رفع نیاز است، نه یک اسباب بازی. اوّلین الگو را باید پدر و مادر در استفادهی صحیح از تلفن همراه به بچّهها بدهند. یعنی پدری که دائم اس ام اس جُک برای این و آن میفرستد فردا بچّهی او هم همین کار را میکند یا مثلاً استفادههایی میکند، نامشروع نمیگوییم، ولی استفادهای که فراتر از نیاز واقعی است، فردا فرزند او هم همین استفاده را خواهد کرد. لذا توصیهی من این است که پدر خانواده یک تلفن همراه برای خود داشته باشد، به دلیل اینکه مدّت زمان زیادی را بیرون خانه است باید با خانه ارتباط داشته باشد، نکاتی هست، خریدی هست، حرفی هست، مشکلی یک مرتبه به وجود میآید، این برای ضرورت.
ولی برای اعضای خانواده هم یک گوشی همراه خریده شود، مثلاً این مادر بزرگوار گفتهاند فرزند من میگوید من یک موقع میروم خرید کنم، مسجد برای نماز رفتهام، ممکن است دیر کنم، برای اینکه شما نگران نشوید. خیلی خوب است، اتّفاقاً این نیاز خوبی است، تلفن همراهی که برای خانواده است، مالک آن خانواده است، بگویید پسرم میخواهی به مسجد بروی؟ بیا، این در اختیار تو که اگر دیر و زود شد به ما اطّلاع بدهی. داری به اردو میروی؟ چقدر خوب، این همراه تو باشد که ما هم نگران تو نباشیم. ولی یک تلفن همراه دائم در جیب او باشد چه نیازی به این است؟ این ممکن است آسیب ایجاد کند.
لذا من خواهش دارم از تمام کسانی که کارشناس این بحث هستند، در برنامههای متعدّد ما باید این دغدغه را از پدرها و مادرها با یک راهکار خوب دور کنیم. به نظر میرسد این راهکار شاید یک راهکار منطقی باشد. چون خود خداوند عالم هم نسبت به بندگان این کار را انجام داده است. شما نگاه کنید، ما بندگان را مالک حقیقی چیزی نکرده، مالک مشروط کرده، میگوید اوّلاً تو آن چیزی را که به دست میآوری از راه حلال باشد. دوماً به اندازهی نیاز خود استفاده کن، به ما اجازه نداده اگر من پول زیاد دارم اسراف کنم، تجمّلگرایی کنم، فردا من را بازخواست میکند، میگوید به اندازهی نیاز خود باید استفاده کنی. این هم یک شرطی دارد، مشروط به حیات انسان هم هست، انسان وقتی چشم از این دنیا بست همهی مالکیّتهای او از بین میرود.
من میخواهم بگویم ما باید از همان سنّت الهی و طبیعی در زندگی خود درس بگیریم، ما هم مشروط به فرزندان خود بعضی مالکیّتها را میدهیم، برو تا وقتی که نماز است ایرادی ندارد، در اختیار تو باشد. موبایل در خانه جایگاهی هم داشته باشد، بعد که آمدند آنجا بگذارند، حتّی خاموش هم بکنند. الحمدلله امروز در همهی خانهها تلفن ثابت وجود دارد، تلفن ثابت برای استفادهی عمومی، این گوشی همراه هم برای استفادهی عمومی. دوست فرزند ما با او کار دارد؟ به خانه زنگ میزند با او ارتباط برقرار میکند. لذا این نکتهای است که باید دقّت شود، این مادر بزرگوار ما هم دغدغهی به جایی داشتند، نه تنها ایشان، خیلی از خانوادهها این دغدغه را دارند.
اگر من در یک جمله بخواهم صحبت خود را جمعبندی کنم اینطور جمعبندی میکنم که ما در چیزهایی مثل کامپیوتر، تلفن همراه، حتّی اتاق، مالکیّت خاص به فرزندان خود نمیدهیم، مالکیّتها مالکیّتهای مشروط است، فرزند ما بداند وقتی میخواهد بخوابد این اتاق خواب او است، برود بخوابد، وقتی تمام شد بیرون میآید تخت خود را مرتّب میکند. بداند آنجا جای مطالعهی او است، مثل یک دانشآموز. دانشآموز وقتی میرود یک نیمکت در مدرسه، در کلاس، در اختیار او قرار میدهند، او حقّ این را ندارد که روی نیمکت خود هر خطّی خواست بکشد، نیمکت خود را هر طور خواست بچرخاند یا مثلاً وسایل او همینطور روی نیمکت باشد به خانه بیاید، نه. این مشروط است، تا زمانی که پشت این میز و نیمکت نشستهای استفاده میکنی، بعد هم وسایل خود را مرتّب میکنی سر جای آن میگذاری. اگر دانشآموز است از مدرسه به منزل میبرد، اگر در خانه هم هست مرتّب سر جای آن قرار میگیرد. اینم لینک صوتی ش هست
http://thaqalain.ir/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%9F/
سلاله
اینا به نظر من میاد:
۱- اولین موردش اینه که گوشی دادن و گوشی خواستن واگیردار هست. پس اگر تصمیم گرفتید محدودیت بذارید روش بید بتونید از دیگرانی که این روزها زیادن و گوشی زیاد به بچه میدن و به اصطلاح به عنوان صدا خفه کن ازش استفاده می کنن بکنید! پس اگر دارید میرید یک مراسمی که عمومیه مثل هیات و اینا جایی نشینید که طرف گوشی داده به بچه و داره خودش راحت سخنرانی گوش میده …اگر نزدیکان هم هستند باید بفهمونید محدودیتا و فکرتون رو …مثل اینکه همه میدونن شما مثلا از غیبت بدت میاد ….اینم بدونن که قبول نداری گوشی برای بچه کوچک رو …اینم بگم که همه میدونن گوشی بده پس اگر شما فعال شید و راه خوب داشته باشی خواهرت و خواهرشوهرتم پایه میشن!!
۲- حالا چه کنیم؟ باید سرگرم بشن…نباید از کلمه حوصلم سررفت بترسیم! باید با قوت همیشه یک راه سرگرم کننده پیدا کنیم! بخصوص اگر بشه یک بازی جمعی درست گرد و سه چارتا بچه با هم مشغول شن..از ما گلیم ما سنبلیم گرفته تا از این بازی های یک کلاغ چهل کلاغ تو گوشی…تا کاردستی و …
کلا منموافق ترمبچه با خوراکی ساکت بمونه تا گوشی!
مهدیه
دختر من زیر ۵ ساله و منچ رو خیلی خوب بازی میکنه. به نظرم اگر باهاشون بازی کنیم ، نمیگم خیلی زود، ولی یاد میگیرن.
حالا جدای از منچ، خیلی بازیای فکری دیگه هم هست که میتونه سرگرمشون کنه. به علاوه نقاشی و کاردستی، اوریگامیای ساده مثل همون قایقی که تو بچگی درست میکردیم.
ن.آ
من چند باری خواستم این کار رو بکنم
نتیجه ش اینه که کل مدت مهمونی رو باید پیش بچه ها باشیدو از کنار بچه ها بودن لذت ببرید؛ بحای اینکه بخوای بری پیش فک و فامیل و بشینیم دور هم بگید بخندید!
اما خوب چون برام مهم بود، ارزشش رو داره… و من هر بار همین کار رو می کنم! همه بچه ها رو دور خودم جمع می کنم و باهاشون بازی می کنم
حالا کاردستی
یا بازی فکری
یا بازی های بدو برو بی
بستگی به سن و جنس بچه ها و جایی که توش هستیم هم دداشته
به نظرم الان تو مهمونیا گوشی زیاده چون بچه ها کمن و یا محلی از اعراب ندارند
و هردوتاش نتیجه زندگی مدرن و فردگرایی این روزهاست که متاسفانه تو جامعه ما هم وارد شده و حتی مذهبیا …
وگرنه ایده های بازی های جمعی مختلفی هست که بچه ها بایدددد درگیرش بشن
مثلا ما خودمون چقدر قایم موشک و اینا بازی می کردیم که گوشی نبود؟
گاهی البته جا کمه
مثلا ما یک مهمونی رفته بودیم کل متراژ خونه ۴۵ متر بود و شاید ۱۰ تا بچه هم بودن !
ولی باز چون هیچکس براش این بچه ها اهمیت نداشت اینا اویزون و اینور اونور بودن
وگرنه اگر باز یک بازی دورهمی مثل یک قل دو قل و چمیدونم اسم فامیل با کمک بزرگا و …راه میفتاد خوب موبایل نبود
فکر کنم از همین آقای تراشیون شنیدم که باید دید چرا بچه گوشی میخواد
اون مسئله رو حل کرد